بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: سه شنبه 1 مهر 1399

موقعیت فعلی: بخش مقالات (برگشت به لیست)

بازگشت به خویشتن از دید دکتر شریعتی ( قسمت دوم و پایانی) نظرات خوانندگان(0)
لید مقاله:
دکتر در ادامه در کتاب بازگشت به خویشتن می گوید در نیمه قرن 19 درست در همان سالهایی که دول اروپا خیمه های سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را در اسیا و افریقا بر پا می کردند و روشنفکران و نویسندگان اروپایی از استثمار سخن میگفتند و در اروپای غربی و انگلیس جنگ طبقاتی و رهایی کارگر و مبارزه با سرمایه داری و مساله جامعه ازاد و برابر انسانی و سوسیالیسم و سندیکالیسم و نفی دولت و جامعه بی طبقه مطرح بود این کشورها صحنه مبارزات طبقاتی و سندیکایی بود و بحث از انقلاب طبقاتی و شخصیت توده و استقرار مالکیت اجتماعی بود , در کشورهای اسلامی امام زمان های دروغی ظهور می کرد و پیغمبر و خدا و باب و بهاء و " وهابیت" و غایله دین سازی و جنگ بابی و بهایی و ...  مطرح می شد و مشروطه هم که امد مثل برق امد و مثل باد هم رفت و جنک جهانی بر پا شد...

متن کامل:
" این نکته ای که دکتر شریعتی می فرماید که باید به کدام مذهب و اسلام برگردیم, اسلام آگاهی بخش مترقی معترض بعنوان یک ایدئولوژی آگاهی دهنده و اسلامی که تنها به فکر بعد از مرگ نیست بلکه به فکر قبل از مرگ است, این کاملا حرف دستی است و نشان دهنده فضایی است که در همان زمان شاه در ایران حکمفرما بود که به رهنودهای حکیمانه رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی, دیدیم که همین اسلام انقلابی آگاهی دهنده معترض به رهبری امام خمینی ایجاد شد و توانست توده مردم و روشنفکران را از خواب غفلت بیدار کند و به خویشتن حقیقی خود بازگرداند و این حرکت عظیم و با شکوه انقلاب اسلامی شکل بگیرد. شاید اگر دکتر شریعتی هم زنده بود و انقلاب را می دید, افتخار میکرد که همان ایده آلها و حرفهایی که در بازگشت به خویشتن و در کتابهای دیگر گفته است اکنون در ایران عزیز عینیت یافته است و شاهد اسلامی آگاهی دهنده, معترض و انقلابی هستیم که به دنبال علم و آگاهی و بازگشت به خویشتن حقیقی خود و اعتلای فرهنگ ناب اسلامی و انقلابی است"
دکتر در ادامه در کتاب بازگشت به خویشتن می گوید در نیمه قرن 19 درست در همان سالهایی که دول اروپا خیمه های سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را در اسیا و افریقا بر پا می کردند و روشنفکران و نویسندگان اروپایی از استثمار سخن میگفتند و در اروپای غربی و انگلیس جنگ طبقاتی و رهایی کارگر و مبارزه با سرمایه داری و مساله جامعه ازاد و برابر انسانی و سوسیالیسم و سندیکالیسم و نفی دولت و جامعه بی طبقه مطرح بود این کشورها صحنه مبارزات طبقاتی و سندیکایی بود و بحث از انقلاب طبقاتی و شخصیت توده و استقرار مالکیت اجتماعی بود , در کشورهای اسلامی امام زمان های دروغی ظهور می کرد و پیغمبر و خدا و باب و بهاء و " وهابیت" و غایله دین سازی و جنگ بابی و بهایی و ...  مطرح می شد و مشروطه هم که امد مثل برق امد و مثل باد هم رفت و جنک جهانی بر پا شد.
و ایشان اشاره میکند که در بعد از جنگ جهانی دوم هم که اروپا به جان هم افتاد و ایشان تعبیر به جان هم افتادن بول و غائط را میکند, و غرب استعمارگر گرفتار معاصی خویش شد و فاشیسم به