بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: جمعه 17 مرداد 1399

موقعیت فعلی: بخش اخبار (برگشت به لیست)

شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم نظرات خوانندگان(0)  

حجت الاسلام پناهیان که در تکیه امام حسن مجتبی(ع) سخنرانی می کرد بیشتر سخنان خود را به بیان ویژگی های شخصیتی شهید محسن زیارتی و پدر شهیدش حاج غلامرضا زیارتی پرداخت.


متن کامل سخنان استاد پناهیان در سفیدشهر
پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

حجت الاسلام پناهیان که در تکیه امام حسن مجتبی(ع) سخنرانی می کرد بیشتر سخنان خود را به بیان ویژگی های شخصیتی شهید محسن زیارتی و پدر شهیدش حاج غلامرضا زیارتی پرداخت.

پایگاه خبری تحلیلی کاشان حامی: سفیدشهر در فاطمیه اول میزبان حجت الاسلام علیرضا پناهیان بود. ایشان دوست صمیمی شهید محسن زیارتی نصرآبادی بوده اند.

حجت الاسلام پناهیان که در تکیه امام حسن مجتبی(ع) سخنرانی می کرد بیشتر سخنان خود را به بیان ویژگی های شخصیتی شهید محسن زیارتی و پدر شهیدش حاج غلامرضا زیارتی پرداخت.

حجت الاسلام پناهیان ضمن ابراز خرسندی از حضور خود در سفیدشهر بیان کردند: شاید خیلی زودتر و بعد از شهادتشان (شهیدان حاج رضا و محسن زیارتی) سری به این سرزمین خوب و نورانی می زدم. علاقه ی من به این دو شهید بزرگوار به ویژه محسن، علاقه ی وصف ناشدنی بود و شهادتش در روحیه ی من خیلی تاثیر گذار بود. طبیعتاً هر چه علاقه به این شهید بزرگوار دارم، این علاقه به این خاک که ریشه این شهید در آن بهره برده نیز سرایت می کند.

شهید زیارتی قبل از دفاع مقدس به این مقام رسیده بود.

شهید زیارتی(محسن) به علت دفاع مقدس به این مقام نرسیده بود. او از قبل از آن به دنبال شهادت بود. علت آشنایی من با ایشان این بود که در کردستان جنگ شده بود. در مسجد که ثبت نام می کردند، دیدم که پسری ۱۴،۱۵ ساله دور میز میچرخد. با هم سلام علیکی کردیم. پسری بود فهمیده، مودب و خوش زبون. من، هم سن و سال ایشان بودم اما چون پدرم امام جماعت مسجد بود، برای ثبت نام از متقاضیان اعزام.پشت میز نشسته بودم. از ایشان پرسیدم: کاری دارید؟ گفت: میشه من رو هم ثبت نام کنید؟ بهش گفتم اسم شما رو؟ ما قراره اسم اونایی رو که رفتن سربازی و اسلحه بلدن رو بنویسیم. قراره ببریم جنگ میفهمی؟ گفت :”خب اسم ما رو هم بنویس بریم دیگه”. خنده ام گرفت و گفتم نمیتوانیم اسمت رو بنویسیم.

کم کم با هم رفیق شدیم. چند شب بعد ازش پرسیدم، چرا میخواستی ثبت نام کنی؟ . پاسخ داد: ” این جاها که شهادت گیر نمیاد؛ حداقل برویم کردستان تا نصیب ما هم بشه”. ایشان قبل از دوران دفاع مقدس به این (میل شهادت) رسیده بودند. خیلی مهم است که انسان قبل از قرار گرفتن در فضای جبهه ها به این برسد. حتماً لازم نیست که آدم در این فضا ها قرار بگیرد تا آدم شود. شهید محسن در فضای جبهه ها آدم نشد. این در اثر تربیت پدر بزرگوارشان یا خانواده یا این خاک است که در این صورت باید به آن افتخار کنید.

پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

به شهید محسن و رفیقش طفلان مسلم می گفتند.

پس از تشکیل بسیج در مسجد محله، محسن با یکی از بچه ها به نام ابالفضل خیلی رفیق شده بود. جریان را که پرسیدم، متوجه شدم که هر دوی آنها خواب دیده اند که با هم شهید میشوند. یک بار که از محسن خواستم تا انتقاداتش از من را بنویسد، نوشته بود که چرا با من بیشتر از ابالفضل رفاقت می کنی؟ فرق ابالفضل و محسن دراین بود که حاج رضا (پدر محسن) معمار بود و لذا وضعیت مالی خوبی داشتند. به حدی که در جایی که اکثر خانه ها ۷۰-۸۰ متری بود، خانه ای بزرگ و با حیاط داشتند و اینقدر این معمار معروف بود که حتی یک کوچه رو به نام معمار زیارتی نامگذاری کرده بودند. اما پدر ابالفضل، علی بود که علیل بود. در یک اتاقی مستأجر بودند نه یک خانه. اباالفضل خرج خانه رو با فروش اجناسی که بچه ها دوست داشتن، توی مدرسه بدست می آورد. یعنی محسن از بچه پولدارهای محل و ابالفضل از فقرای محل بودند. بعدها که این دو به گردان مسلم رسیدند، چون سن آنها از همه کمتر بود، بهشان طفلان مسلم می گفتند. این شهید آنقدر متواضع بود که اصلاً فکر نمی کرد که با این نوجوان فقیر تفاوتی دارد و این نشان دهنده ی ادب است.

حاضر نشد به مادرش بگوید برای رفیقم غذا پخت کن.

یکبار که خانه شهید محسن بودم، گفتم غذا بیار بخوریم. دیدم که یک بشقاب غذا آورد با دو تا قاشق. بهش گفتم این که یکیه؟ یکی دیگه هم بیار. گفت:” من نمیتونم توی قیامت جواب همین محبت های مادرم را هم بدهم، چه برسد که بگم یک ظرف غذا هم برای رفیقم بده”. محسن گفت تو بخور من نمی خورم. من به مادرم گفتم ما غذا میل نداریم، همونی که میخواستی به من بدی رو بهم بده. بیشتر نکش. ما اون روز همون غذای یک نفر رو، دو نفره خوردیم ولی محسن حاضر نشد به مادرش بگوید که برای رفیقم غذا درست کن. این در حالی است که ما اینقدر با هم رفیق بودیم که محسن از جبهه فقط یک نامه نوشت و اون هم به من بود. یعنی اینقدر با هم رفیق بودیم.

بعد از شهادتش در شب عقد من وهمسرم، دیدیم که مادر شهید زیارتی با یک دسته گل وارد منزل ما شد. جریان را که پرسیدیم، متوجه شدیم که محسن در خواب به ایشان گفته اند که امشب شب عقد علیرضاست. باید بروی و تبریک بگویی. باید براشون غذا هم درست کنی. بعد از اون شرایطی پیش آمد که مجبور شدیم در خانه ی شهیدان زیارتی زندگی کنیم. خانم بنده که مریض شده بودند، مادر شهید زیارتی غذا پخت میکردند و برای ما می آوردند. مادر شهید گفت: در خواب دیده بودم که محسن گفته بود باید برای آنها غذا درست کنی، دیگه نمیدونستم اینجوری میشه. با این که این شهید هوای رفیقش رو داره، باز اون موقع حاضر نشد که به مادرش بگه که برای رفیقم غذا درست کن.

پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

برای شهیدشدن شب ها نماز امام زمان(عج) می خواند.

ایشون هم خیلی دقیق بود، هم با ادب بود. فوتبال بی نظیری داشت. درس هایش هم خوب بود. اصلا تظاهر دینی نمیکرد ولی من میدونستم که برای شهید شدن، شب ها نماز امام زمان میخواند. صحبت من این است که این آدم ها رو جنگ تربیت نکرد، بلکه جنگ محصول چنین انسان هایی بود. چرا که دیدم چندین نفر تحت تأثیر شخصیت او به جبهه رفتند و آدم شدند و شهدای خوبی هم شدند.

زمانی یکی از دوستان، یکی از شهدا رو خواب دیده بود. از آن شهید پرسیده بود که فلانی کجاست گفته بود اون پیش ماست. ازش پرسیده بود محسن (شهید زیارتی)کجاست؟ گفته بود او خیلی بالاتر از ماست.

در خواب به من گفت از اینجا کمک رسانی می کنیم.

یک بار که خودم در خواب دیدمش، پرسیدم که کمتر پیش ما میای. گفت: این جا کار زیاد داریم. گفتم چه کار میکنید؟ گفت از این بالا نگاه میکنیم، هر جا کسی کمکی خواسته باشه، کمکش می کنیم. گفت الآن تو چی میخوای. گفتم این مسئله قبر هنوز برای من حل نشده است. گفت بیا تا برات حلش کنم. توی خواب من را بالای یک قبر برد و پاهایش را دو طرف قبر گذاشت. گفت کف قبر رو نگاه کن. با انگشت کف قبر رو مثل کشویی کنار زد و نوری بیرون زد. آن نور طوری بود که دستش که داخل نور بود طرف دیگر دستش هم نورانی بود. بعد ها در روایات این ویژگی ها را برای نور های عالی قیامتی دیدم. این خواب اینقدر برای من تاثیر داشت که عاشق قبر شدم.

شهید محسن قبل از شهادت به پدرشون میگویند: ” این همه کار کردی خدا از شما قبول کنه. حالا بیا کمی برای خدا کار کن.” پدرشون میگه یعنی چی؟ ایشون میگن:” بیا بریم جبهه.”

ایشون اصلاً قرار نبود که به جبهه بروند. در واقع فرار کردند. من مسئول پایگاه بودم و نمی توانستم به جبهه بروم. از طرفی نمی خواستم بگذارم که او هم برود. صبح که برای خداحافظی از اولین اعزام آومده بودند، محسن دیگه طاقت نداشت. محسن و ابالفضل بدون خداحافظی رفتند. من آن شب تا صبح گریه کردم، چون میدانستم که دیگر نمی بینمش.

اما پدرش. من اصلاً نمی توانم در مورد ایشون حرفی بزنم. کسی که با سختی این دنیا را برای خودش فراهم کرده و حالا زمان بهره برداری از آن فرراسیده، رها کنه و جبهه بره؟ در جبهه شهیدغلامرضا زیارتی را دیدم که تدارکاتی یک گردان شده بود. در حال جدا کردن نامه برای رزمنده ها بود.

پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

حاج غلامرضا به شهید محسن گفت: تو بری و من بمونم؟

بعد از این که خبر شهادت فرزندش محسن را برای ایشان آوردیم، در هیچ مراسمی گریه نکرد؛ فقط اخم کرده بود. برخی به من می گفتند که ایشون از شهادت پسرشون ناراحتند. منرهم مثل اونها خبری نداشتم. هیچی نمیگفت. در غسالخانه که بودیم، هنگامی که بدن شهید محسن در حال کفن شدن بود، به من گفتند که حال حاج غلامرضا زیاد خوب نیست؛ کنارش باش. من ایستادم و فقط نگاه می کردم. جنازه رو که گذاشتند جلویش، دیگه نتونست جلوی خودش رو بگیره. شروع به گریه کرد و گفت: “محسن تو بری و من بمونم؟ آخه تو بچه ی منی”حاج غلامرضا بعد از مدتی زندگی را رها کرد و به جبهه رفت. دنیایی که درست کرده بودند، اسیرشون نکرد.

ما محصول کار شهدا هستیم.

حجت السلام پناهیان بعد از بیان این که در جاهای زیادی به بیان داستان های این دو شهید بزرگوار می پرداخته اند، بیان کردند:

شهیدان زنده اند. نه در آن دنیا بلکه در این دنیا و نه مانند ملائکه بلکه مانند ما در حال کار هستند و ما محصول کارهای شهدا هستیم. کسی نمی تواند برای اسلام در این غربت همچین نیرویی فراهم آورد و این محصول آنهاست.”

“شهیدان زنده اند. نه در آن دنیا بلکه در این دنیا و نه مانند ملائکه بلکه مانند ما در حال کار هستند و ما محصول کارهای شهدا هستیم. کسی نمی تواند برای اسلام در این غربت همچین نیرویی فراهم آورد و این محصول آنهاست.”

خدوند در آیه ۱ سوره محمد(ص) می فرماید: “الذین کفروا فصدوا ان سبیل الله اضل اعمالهم ” (کسانی که کافر شدند و درراه خدا سد ایجاد می کنند، اعمالشان تباه می شود). همین آمریکا در این ۳۵ سال ۱۰ برابر بودجه ما برای نابودی ما هزینه کرده، اما ما حالا قوی تر از ۳۵ سال پیش هستیم، از هر جهت اما آمریکا ضعیف تر از ۳۵ سال پیش است. همین اسرائیل زمانی عطسه که به سمت کشور های عربی می کرد آنها سرما می خوردند اما حالا حتی شهر خود یعنی غزه را نیز نمی تواند بگیرد. زمانی ناو آمریکا که وارد خلیج فارس می شد، قیمت ها زیر و رو می شد. اما حالا ناو آمریکا که می خواهد وارد خلیج فارس شود، با اجازه و با زبان فارسی وارد می شود.

پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم

پایان جنگ را به امام تحمیل کردند

چه کسی ما را قوی و چه کسی آنها را ضعیف کرده است؟ این کارخداست. مسئولین باید به خدا ایمان داشته باشند. مسؤلین روی کمک خدا حساب کنند. اگه ما در زمان جنگ، تجربه جنگ غزه را داشتیم هیچ وقت نمی توانستند به امام بگویند ما نمی توانیم و پایان جنگ را به ایشان تحمیل نمی کردند. اگر در آن زمان آن طور که امام می خواستند و با قدرت جنگ را تمام می کردیم، حالا خیلی جلوتر از این ها بودیم. همین عراق را از صدام می گرفتیم و به مردمشان می سپردیم. دراین صورت دیگر هیچ کس نمی توانست حریف ما شود. در حالی که آمریکا آمد و عراق را از صدام گرفت و آنجا را پر از تروریست کرد. همین داعش ریشه اش از زندان های بصره آغاز شد که به دست انگلستان و اسرائیل به وجود آمد. این در حالی است که ما باید عراق را می گرفتیم. اگر دولت وقت همراهی می کرد می توانستیم. اگرما تجربه جنگ های ۳۳ روزه را داشتیم می توانستیم.

بعضی ها می گویند که کشته می دادیم . من می گویم آیا کشته های ما از کشته های جاده ها در همین ایام عید بیشتر می شد؟ نگاهی به آمارها و همچنین نگاهی به نهج البلاغه کنید. امام علی (ع) می فرمایند که جنگ مرگ هیچ کس را نزدیک نمی کند. کسی می خواست با یک تصادف بمیرد و حالا جاودانه شد.کم جوان ۱۵ ساله شهید نشدند. فقط او گفت که نمی خواهم با یک بیماری بمیرم و می خواهم در راه تو شهید شوم.

شهید محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد.

استاد پناهیان بار دیگر به همان آیه اشاره کرده و گفتند:

“کافران در این دنیا اثر ندارند. پس چه کسانی در این دنیا اثر دارند؟ خدا در همین سوره و در آیه ۴ میفرماید:”…و الذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضلّ اعمالهم”. کسانی که در راه خدا شهید می شوند، خدا اثر عمل آنها را از بین نمی برد. خدا اصلاً در مورد ما صحبتی نکرده است. ما که نه جز شهداییم نه جز کافرانیم تکلیف ما چیست؟ ما باید خود را به شهدا نزدیک کنیم. روز قیامت که از ما بپرسند می گوییم ما حسینی هستیم.

ایشان آغاز روضه ی خود را با این صحبت آغاز کردند: رمز عملیات فتح المبین که شهید محسن زیارتی در خط مقدم آن و در لحظه های اول آن به شهادت رسید یا زهرا (س) بود. ایشان از جمع پرسیدند: آیا شما عکس شهید زیارتی را که اسمش نیز محسن هست دیده اید؟ هنگامی که پیراهن این شهید را در آوردند، دیدند سینه اش سوراخ شده، بازویش ورم کرده و صورتش کبود شده است. با تشکر از دوستان

پناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیمپناهیان شهید زیارتی قبل از جنگ به این مقام رسید/محسن مانند حضرت زهرا(س) شهید شد/ ما محصول کار شهدا هستیم


موضوع: فرهنگي
خبرنگار:انتظار
تاریخ: پنجشنبهفروردين
کلیدواژه ها: سفیدشهر


آخرین اخبار

جستجو: در


  بحث روز


  آخرین مطالب سایت



موضوع بندی اخبار

ویژه ها

موضوع بندی مقالات


  تبلیغات

سرمایه ذوق اهل این آبادی ملاعلی فاضل نصرابادی (سروده عبدالجبار کاکاوند در جریان کنگره فضل نبی در سفیدشهر )

الهی برآید از آن دوده دود

که نام محمد برد بی درود

ملافضل علی نصرابادی


 ملافضل علی نصرابادی؛ شاعر بی بدیل سفیدشهر  


فرقی نکند برای ما، به جان اصغـــر

عشق است ابوالفضل وحسین وعلی اکبر

سفیدشهر  همدل و یکصدا


مجمع فرهنگی سفیدشهر منتشر کرد:

پس از چاپ کتاب تاریخ سفیدشهر و ستارگان سپهر سفیدشهر، اینک کتاب

 گلچین مثنوی مجلس افروز منتخبی از اشعار مثنوی مجلس افروز چاپ و روانه بازار شد. 

ناشر : انتشارات مجلس افروز 

قیمت 3500تومان با تخفیف،

محل عرضه:  فروشگاه ولایت،جنب مسجد جامع سفیدشهر 03154833092


سامانه پیام کوتاه مجمع فرهنگی سفید شهر به شماره 30007093 راه اندازی شد .منتظر انتقادات و پیشنهادات همشهریان عزیز هستیم.


سفیدشــــهر، دیار ملافضل علی نصرابادی

سفیدشهر؛  شهر طلای سپید


"فروشگاه فرهنگی ولایت "اولین مرکز فروش  کتاب و محصولات فرهنگي سفیدشهر:  انواع كتاب، سي دي مذهبي،نوشت افزار و ...

 آدرس:  جنب مسجد جامع سفیدشهر



  نظرسنجی

مراسم سوگوای عصر عاشورای سفیدشهر چگونه است ؟
نیازبه همدلی و وحدت دارد
خیلی خوب است
بسیار عالی است
می تواند بهتر از این باشد

نمایش نتیجه


  آمار سایت

آنلاین: 20 نفر
زمان بارگزاری این صفحه: 0.13 ثانیه

جهت مشاهده جزئیات بیشتر از آمار سایت کلیک کنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به مجمع فرهنگی سفیدشهر می باشد.| برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد. | info@SefidShahrMF.ir


طراحی و پیاده سازی: فرتک -فکور رایانه توسعه کویر