بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: پنج شنبه 2 آبان 1398

موقعیت فعلی: بخش مقالات (برگشت به لیست)

شرح درد اشتياق نظرات خوانندگان(0)
لید مقاله:
شرح درد اشتياق گفتگوي بروبچه هاي واحد فرهنگي مسجد جامع با خانواده شهيد حسينعلي رحيمي در سال 1383
متن کامل:

شرح درد اشتياق گفتگوي بروبچه هاي واحد فرهنگي مسجد جامع با خانواده شهيد حسينعلي رحيمي در سال 1383: (با تشكر از حجه الاسلام روح الله آسوده)

ما براي شنيدن شرح درد اشتياق به خانه شهيد رفته بوديم . رفته بوديم تا تفسير فراق را از زبان پدر و مادر شهيد بشنويم . برايمان سخت بود كه به حاج علي بگوييم ، كه مادر شهيد نيز در گفتگو شركت داشته باشد . مادري كه 22 سال در فراق فرزندش به انتظار نشسته بود و اكنون بايد مي شنيد حسينعلي كوچكش ديگر برنمي گردد. فرزندي كه آنقدر كوچك و ريز قامت بود كه به قول مادرش قد او به اندازه يك اسلحه هم نبود و اكنون ما مقابل پدر و مادر شهيد نشسته بوديم و از آنها مي خواستيم تا از او برايمان بگويند. از او كه با او بودن اهليت ولايت نور مي آورد. مادرش مي گويد ما به او مي گفتيم تو توانايي نداري به جبهه بروي ممكن است آنجا بترسي . حسينعلي در پاسخ مادرش گفته بود : مادر اگر ترسي هم باشد آنجا كه بروم با نظر خدا و امام زمان(عج) ترسم مي ريزد. حسينعلي كه عاشق جبهه و كربلا بود در ادامه سخني به مادر مي گويد كه دل مادر را آتش مي زند و ما اين را از بغض در گلو خفته مادر هنگام اداي جمله حسينعلي فهميديم . حسينعلي به من گفت : مادر مگر خون من رنگين تر از خون امام حسين (ع) است . شنيدن اين جمله چنان تأثيري در ما گذاشت كه فقط مي توانستيم سكوت كنيم و من ناخودآگاه ياد آن جمله شهيد افتادم كه روي جلد دفترش نوشته بود : پروردگارا ! حالا ديگر راه بسته كربلا را باز كن همه منتظرند كنار قبر شش گوشه امام سومشان بروند . مردم دلشان مي خواهد با امامشان درد و دل كنند . راستي اين عشق به امام حسين تو را به ياد نكته اي نمي اندازد‍؟ جسم امام حسين (ع) سه روز روي زمين داغ و تفتيده ي كربلا در گودال قتلگاه افتاده بود و جسم حسينعلي ... باقي كلام را تو خودت مي داني. من نگويم بهتر است؛چرا كه قلم تحمل نوشتن همه چيز را ندارد. پدر شهيد مي گويد : من نمي گذاشتم او به جبهه برود مي گفتم سن تو خيلي كم است . امام گفته جنگ ما 20 سال طول مي كشد. حالا دير نمي شود چند سال ديگر خواهي رفت. اما او مدام اصرار مي كرد . روزي به من گفت: بابا اگر زمان امام حسين (ع) بودم چه مي كرديد آيا اجازه ميدان رفتن به من مي داديد يا خير. الان هم همان زمان است اجازه بدهيد به جبهه بروم . حسينعلي معني واقعي "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" را خوب فهميده بود و از اين جهت بود كه پدر را به عاشوراي 61 هجري برد و در حضور امام حسين (ع) از پدر اذن ميدان گرفت.حاج علي كه اصرار حسينعلي را مي ديد نامه اي به امام جمعه شهرستان كاشان نوشت. خدمت حجت الاسلام آقاي يثربي الهي به سلامت باشي ثانياً عرض مي شود كه حسينعلي رحيمي فرزند اينجانب اصرار دارد كه مي خواهم بروم جبهه . بنده به او گفتم كه شما نمي تواني بروي ولي اگر آقاي يثربي اجازه بدهد من حرفي ندارم.حالا شما نظر خود را بگوييد. زياده عرضي ندارم. صفرعلي رحيمي 30/7/60 حسينعلي نامه را از پدر گرفت و با هزاران اميد سوار ماشين شد و به كاشان رفت،نامه را خدمت امام جمعه شهرستان داد اما با مخالفت او مواجه شد . حسينعلي آنقدر اصرار كرد،آنقدر التماس كرد . آنقدر اشك ريخت كه امام جمعه را نيز به گريه وا داشت و او در پاسخ پدر حسينعلي چنين مرقوم فرمود ...

باسمه تعالي ضمن سلام ، آقازاده شما عاشق جبهه است اميد است طبق مقررات بسيج هر نحو صلاح بدانند... سيد مهدي يثربي... حسينعلي آنقدر امام جمعه را مجذوب خويش ساخته بود كه ايشان در نماز جمعه همان هفته اين جريان را نقل كرده بودند و حسينعلي خود بر روي دفتر خاطراتش تاريخ اعزام را نگاشته است.... حسينعلي رحيمي،اعزامي از نصرآباد كويركاشان،تاريخ اعزام روز پنج شنبه 11/8/1361


موضوع: فرهنگي
نویسنده: ف كوچكي
تاریخ درج شنبه 18 اسفند 1386
کلیدواژه ها: شرح درد اشتياق

آخرین مقالات سایت:

جستجو: در


  بحث روز


  آخرین مطالب سایت



موضوع بندی اخبار

ویژه ها

موضوع بندی مقالات


  تبلیغات

سرمایه ذوق اهل این آبادی ملاعلی فاضل نصرابادی (سروده عبدالجبار کاکاوند در جریان کنگره فضل نبی در سفیدشهر )

الهی برآید از آن دوده دود

که نام محمد برد بی درود

ملافضل علی نصرابادی


 ملافضل علی نصرابادی؛ شاعر بی بدیل سفیدشهر  


فرقی نکند برای ما، به جان اصغـــر

عشق است ابوالفضل وحسین وعلی اکبر

سفیدشهر  همدل و یکصدا


مجمع فرهنگی سفیدشهر منتشر کرد:

پس از چاپ کتاب تاریخ سفیدشهر و ستارگان سپهر سفیدشهر، اینک کتاب

 گلچین مثنوی مجلس افروز منتخبی از اشعار مثنوی مجلس افروز چاپ و روانه بازار شد. 

ناشر : انتشارات مجلس افروز 

قیمت 3500تومان با تخفیف،

محل عرضه:  فروشگاه ولایت،جنب مسجد جامع سفیدشهر 03154833092


سامانه پیام کوتاه مجمع فرهنگی سفید شهر به شماره 30007093 راه اندازی شد .منتظر انتقادات و پیشنهادات همشهریان عزیز هستیم.


سفیدشــــهر، دیار ملافضل علی نصرابادی

سفیدشهر؛  شهر طلای سپید


"فروشگاه فرهنگی ولایت "اولین مرکز فروش  کتاب و محصولات فرهنگي سفیدشهر:  انواع كتاب، سي دي مذهبي،نوشت افزار و ...

 آدرس:  جنب مسجد جامع سفیدشهر



  نظرسنجی

مراسم سوگوای عصر عاشورای سفیدشهر چگونه است ؟
نیازبه همدلی و وحدت دارد
خیلی خوب است
بسیار عالی است
می تواند بهتر از این باشد

نمایش نتیجه


  آمار سایت

آنلاین: 5 نفر
زمان بارگزاری این صفحه: 0.19 ثانیه

جهت مشاهده جزئیات بیشتر از آمار سایت کلیک کنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به مجمع فرهنگی سفیدشهر می باشد.| برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد. | info@SefidShahrMF.ir


طراحی و پیاده سازی: فرتک -فکور رایانه توسعه کویر