بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: یک شنبه 24 آذر 1398

موقعیت فعلی: بخش مقالات (برگشت به لیست)

مصاحبه با حاج ابراهيم ايجادي، يكي از آزادگان سرافراز سفيدشهري نظرات خوانندگان(2)
لید مقاله:

سال 1362 در عمليات والفجر يك در منطقه عملياتي فكه اسير شد ...

سيد علي ساداتي نژاد


متن کامل:

نام: حاج ابراهيم ايجادي

متولد: 1343/1/1

نام پدر: عباس

سال اعزام: 1361

سال اسارت: 62/1/22 عمليات والفجر يك

مدت اسارت: 7.5سال

محل اسارت: فكه

اردوگاه: عنبر- كمپ8

تاريخ آزادي: 1369/6/1

مدرك تحصيلي: ليسانس علوم قضايي- پايه ششم حوزه

نحوه اسارت

در عمليات والفجر يك ساعت 12:30 شب پس از درگيري زياد با دشمن در دو تپه مقابل هم بازدن يك منور توسط عراقي ها نيروها در پايين تپه در تيررس دشمن قرارگرفتند كه بنده از ناحيه ساق پا مجروح شدم. پس از درگيري زياد نهايتا ساعت 8:30 صبح نيروهاي ايراني عقب نشيني كرده و بنده به همراه دوستم سعيد به علت مجروحيت و رفتن خون زياد توان عقب رفتن نداشتيم. در كانالي نزديك تپه توسط 3تن از نظاميان عراقي اسير شديم نكته جالب و تعجب انگيز آنكه افسر عراقي با برخورد اوليه بسيار خوب از ما پذيرايي كردند. و تا آمدن كاميون ارتشي پس ازپيدا كردن قرآن در جيب دوستم با تعجب گفت شما مسلمانيد! كه ما گفتيم آري و گفت إقرأ (بخوان) و دوستم سعيد شروع به خواندن سوره يس كرد. پس از آمدن كاميون توسط 2 تن ديگر به حالت بدي به عقب كاميون منتقل شديم به طوري كه به علت سردرد زياد، از هوش رفتيم كه در نهايت پس از بستري شدن در بيمارستان به مدت 6 روز به اردوگاه اصلي كه در وسط يك پايگاه نظامي بود منتقل شديم. كه حدود 70 نفر درآسايشگاهي به ابعاد (17در5)زندگي مي كرديم.

حال و هواي اسارت

در زمان اسارت حال و هواي عجيبي از لحاظ معنوي حاكم بود مثلا دائم به خود مي گفتيم ما بايد تلاش كنيم از لحاظ معنوي عقب نمانيم؛ مردم ايران روز به روز از لحاظ معنوي رو به جلو هستند. در اردوگاه برنامه فوتبال، واليبال، و تنيس نيز بود و هفته اي 2 فيلم مستهجن در آسايشگاه پخش مي شد و عراقي ها اسرا را مجبور مي كردند كه فيم ها را مشاهده نمايند كه اسرا با نگاه به جلو شروع به زمزمه دعاي توسل مي كردند تا فيلم به پايان برسد.

همه نوع قشري بين اسرا بود؛ از استاد دانشگاه گرفته تا اقشار پايين كه تحصيلكردگان براي ساير اقشار كلاسهايي از قبيل: قرآن، عربي و مثنوي خواني-حافظ گويي برگزار مي شد؛ مثلا استادي داشتيم به نام اسماعيل رهنما كه مثنوي خواني را تدريس مي نمود. يادم هست كه داستان طوطي را با آب وتاب خاصي بيان مي نمود كه تاجر را امام. طوطي در قفس را اسرا و طوطي در هندوستان را شهدا بيان مي نمود كه با خواندن اين داستان اسرا مي گريستند .

خاطره اي از دوران اسارت

درزماني كه خفقان عجيبي در اردوگاه حاكم بود و حدود 6 ماه بود از ايران خبر نداشتيم در همين زمان مأمورين صليب سرخ جهت بازديد وارد اردوگاه شدند كه يكي از اسرا كه به زبان انگليسي تسلط داشت به مأمورين گفت: از ايران چه خبر؛ اصرار زيادي كرد كه خبري بگيرد كه يكي از مأمورين به زبان فرانسوي به ديگري گفت يك مطلبي سرهم كن و به اسرا بگو؛ دراين زمان يكي از اسرا كه به زبان فرانسوي مسلط بود سريع به مأمور گفت: مي خواهي به اسرا بگويم چه گفتي. در اين حال مأمورين به زبان آلماني به هم گفتند چقدر بد شد؛ در اين زمان يكي از اسرا كه به زبان آلماني تسلط داشت گفت ديگر ادامه ندهيد كه وضعيت خود را خيلي خراب مي كنيد. مأمورين صليب سرخ كه متحير و انگشت به دهان مانده بودند به ناچار خبرهايي ازايران به اسرا دادند.

وضعيت تغذيه در اردوگاه؟

صبحانه در تمام 7.5 سال آش بود و ناهار يك ليوان برنج و چند قاشق خورشت كه اغلب پوست بادمجان، برگ چغندر، شلغم و آبگوشت بود.

حالت شما زمان اعلام خبر آزادي؟

در زمان حمله عراق به كويت كه اسرا نگران اين بودند كه آمريكا اردوگاهها رابمباران خواهد كرد بعد از 5 روز راديو عراق اعلام كرد كه بزودي خبر مهمي اعلام خواهد شد پس از چند روز از راديو اعلا م شد صدام حسين قرارداد الجزاير را كه در آغاز جنگ پاره كرده و بهانه شروع جنگ بود، قبول كرده ويكطرفه 1000 نفر از اسراي ايرام را آزاد مي كند و در صورت موافقت ايران بقيه اسرا را نيز آزاد مي كند.

پس از 7 روز از اعلام اين خبر بنده آزاد شدم و تمام اين 7 سال يكطرف، اين 7روز طرف ديگر. صبح پنجشنبه از اردوگاه به سمت ايران خارج شديم و زماني كه به مرز ايران رسيديم اسرا شروع به تكبير گفتن كردند و صبح جمعه در پادگان الله اكبر كرمانشاه دعاي ندبه را قرائت نموديم. ازآنجا عازم اصفهان شديم وپس از آن به سفيد شهر.


موضوع: ايثارگران
نویسنده: سيد علي ساداتي نژاد
تاریخ درج سه شنبه 6 شهريور 1386
کلیدواژه ها: آزاده جانباز اسارت ایثار

آخرین مقالات سایت:

جستجو: در


  بحث روز


  آخرین مطالب سایت



موضوع بندی اخبار

ویژه ها

موضوع بندی مقالات


  تبلیغات

سرمایه ذوق اهل این آبادی ملاعلی فاضل نصرابادی (سروده عبدالجبار کاکاوند در جریان کنگره فضل نبی در سفیدشهر )

الهی برآید از آن دوده دود

که نام محمد برد بی درود

ملافضل علی نصرابادی


 ملافضل علی نصرابادی؛ شاعر بی بدیل سفیدشهر  


فرقی نکند برای ما، به جان اصغـــر

عشق است ابوالفضل وحسین وعلی اکبر

سفیدشهر  همدل و یکصدا


مجمع فرهنگی سفیدشهر منتشر کرد:

پس از چاپ کتاب تاریخ سفیدشهر و ستارگان سپهر سفیدشهر، اینک کتاب

 گلچین مثنوی مجلس افروز منتخبی از اشعار مثنوی مجلس افروز چاپ و روانه بازار شد. 

ناشر : انتشارات مجلس افروز 

قیمت 3500تومان با تخفیف،

محل عرضه:  فروشگاه ولایت،جنب مسجد جامع سفیدشهر 03154833092


سامانه پیام کوتاه مجمع فرهنگی سفید شهر به شماره 30007093 راه اندازی شد .منتظر انتقادات و پیشنهادات همشهریان عزیز هستیم.


سفیدشــــهر، دیار ملافضل علی نصرابادی

سفیدشهر؛  شهر طلای سپید


"فروشگاه فرهنگی ولایت "اولین مرکز فروش  کتاب و محصولات فرهنگي سفیدشهر:  انواع كتاب، سي دي مذهبي،نوشت افزار و ...

 آدرس:  جنب مسجد جامع سفیدشهر



  نظرسنجی

مراسم سوگوای عصر عاشورای سفیدشهر چگونه است ؟
نیازبه همدلی و وحدت دارد
خیلی خوب است
بسیار عالی است
می تواند بهتر از این باشد

نمایش نتیجه


  آمار سایت

آنلاین: 17 نفر
زمان بارگزاری این صفحه: 0.17 ثانیه

جهت مشاهده جزئیات بیشتر از آمار سایت کلیک کنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به مجمع فرهنگی سفیدشهر می باشد.| برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد. | info@SefidShahrMF.ir


طراحی و پیاده سازی: فرتک -فکور رایانه توسعه کویر