بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: پنج شنبه 21 آذر 1398

موقعیت فعلی: بخش مقالات (برگشت به لیست)

متن کامل بیانیه مورخ 17 دیماه 1388 مجمع فرهنگی سفیدشهر نظرات خوانندگان(0)
لید مقاله:

در پی حوادث و اتفاقات پس از انتخابات و با توجه به فرمایشات مکرر مقام معظم رهبری(حفظه الله )پیرامون لزوم کسب بصیرت در فضای فتنه ،چندی است که تصمیم داشتیم در این باره نوشتاری تقدیم مردم ولایتمدار شهرمان نمائیم


متن کامل:

باسمه تعالی

 در پی حوادث و اتفاقات پس از انتخابات و با توجه به فرمایشات مکرر مقام معظم رهبری(حفظه الله )پیرامون لزوم کسب بصیرت در فضای فتنه ،چندی است که تصمیم داشتیم در این باره نوشتاری تقدیم مردم ولایتمدار شهرمان نمائیم .برخی مسائل حاشیه ای انگیزه ما رابه این امردو چندان نمود.گرچه مردم هوشمند وعزیزشهرمان با شرکت در راهپیمائی پر شور و شعور روز پنج شنبه (10/10/88)که به لحاظ تعداد جمعیت یکی از شلوغ ترین و بی سابقه ترین راهپیمائی های چند سال اخیر بود سنگ تمام گذاشتند لیکن اهمیت مباحث اخیر(که بر هیچکس پوشیده نیست)ما را برآن داشت تا ضمن مقاله ای به بررسی برخی موضوعات بپردازیم .پیشاپیش از همگی خوانندگان محترم بدلیل طولانی شدن این نوشتار پوزش می طلبیم . و اما : 1- بصیرت یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو ،نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن در مقاطع حساس و سرنوشت ساز ، و «کابن البون »بودن به تعبیر امیرمومنان علی علیه السلام. بصیرت ربطی به علم و دانش کلاسیک ،به موقعیت اجتماعی و ...ندارد .در بین همه سطوح علمی ،هم انسان با بصیرت هست و هم بی بصیرت. دربین مجتهدین ، متخصصین و افراد بی سواد، هم آدم با بصیرت هست و هم بی بصیرت . در بین همه سنین ،همین تقسیم بندی به چشم می خورد . امکان دارد جوانی 14 ساله با بصیرت باشد و پیرمرد 80 ساله بی بصیرت باشدو بالعکس . بصیرت داشتن و با بصیرت بودن سابقه ای به درازای حیات انسان دارد و تا زمان ظهور امام زمان (عج)هم ادامه دارد ، تا جایی که بر اساس برخی روایات ، بسیاری به خاطر بی بصیرتی در مقابل امام زمان می ایستند .انها که در صف مقابل حضرت قرار می گیرند فقط ظالمان و فاسقان و زر سالاران نیستند بلکه خواص هم در میان انها دیده می شود و پیامبران و ائمه اطهارعلیهم السلام همواره با بسیاری از خواص بی بصیرت روبرو بوده اند که نه تنها مانع گسترش دین و بلکه بدعت گزار در دین می شدند . انشعابات در تاریخ تشیع (چهار امامی ،شش امامی ،هفت امامی ..)همین زاویه های بود که بواسطه سکوت و همراهی خواص بی بصیرت در مکتب صورت گرفت .بر اساس مستندات قرانی ،حتی انسانهایی با مقام بلند عرفانی هم می توانند در زمره افراد بی بصیرت قرار گیرند و در جبهه باطل نقش افرینی کنند .«بلعم باعور»به مقام مستجاب دعوه رسید و بنابر روایات رسیده او اسم اعظم هم می دانست،اما همین شخصیت با آن سلوک عرفانی و اخلاقی در مقابل موسای نبی می ایستد و در جبهه باطل قرار می گیرد. اما اینکه خواص اهل بصیرت چگونه به امام علی (ع)رسیدند ،چگونه به امام حسین (ع)رسیدند و چگونه فرهنگ ناب تشیع را به امروز رساندند ،همه و همه ریشه در نگرش منظومه ای انان به مکتب اسلام دارد که در ان اهل بیت همتای قران است .ان ها هرگز بخشی از زندگی معصوم را از بخش دیگر تفکیک نمی کنند و همانگونه که دربرخورد با فعل و قول و عمل و تقریر معصوم برخورد گزینشی نداشته ، به خود اجازه نمی دهند که اسلام را با آموزه های دیگر خلط کنند و با گرته برداری از مکاتب دیگر نام اسلام را بر ان بگذارند . 2- اکنون و در عصر غیبت که بدلیل بدرفتاری های گذشتگان با ائمه معصومین علیهم السلام، از فیض ظهور بقیة الله الاعظم محرومیم آیا از جانب وحی فکری به حال ما شده یا آنکه بشر به حال خود رها گردیده است؟ در اندیشه ی سیاسی شیعه، زعامت سیاسی در عصر غیبت به فقیه جامع الشرایط واگذار شده بدان جهت که رسالت و وظیفه حکومت، تطبیق امور مسلمانان با تعالیم شریعت است. هدف حکومت دینی، تنها برقراری امنیت و رفاه به هر شکل و سامان نیست؛ بلکه باید امور جامعه و روابط و مناسبات آن با احکام، اصول و ارزشهای دینی مطابق باشد و این مهم نیازمند آن است که مدیر جامعه اسلامی در عین برخورداری از توانایی های لازم در عرصه ی مدیریت، آشناترین مردم به حکم خدا در این موارد بوده و از فقاهت لازم در امور اجتماعی و سیاسی بر خوردار باشد. آیت الله مصباح یزدی می فرمایید : «این یک امر پذیرفته شده است که هر جا مجتهد جامع الشرایط است مردم باید به او مراجعه کنند و این مسئله ، امر تازه ای نیست در زمان امام صادق (ع)کسانی که به ان حضرت دسترسی نداشتند با سفارش ایشان به فقیه خود مراجعه می کردند .دلایل عقلی و نصوص قرانی و دینی تاکید می کند که هر جا امام معصوم (ع)حضور نداشته و یا غایب بودند باید به ولی فقیه عالم و عادل که قدرت اداره جامعه را داشته باشد مراجعه و از او اطاعت کرد .» خبرگان رهبری که متشکل از علما و بزرگان حوزه می باشد بعد از امام راحل بزرگوار ،مسولیت خطیر رهبری جامعه را بر عهده مقام معظم رهبری حفظه الله گذاردند و اکنون که بیش از 20 سال از رهبری ایشان می گذرد دوست و دشمن به عظمت و مدیریت این رهبر بزرگوار اعتراف دارند . دشمنان این مرز و بوم و دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام که نقش ولی فقیه را به خوبی می دانند از همان اغاز انقلاب و به صورت روز افزون هجمه های وسیعی را علیه این رکن رکین نظام به راه انداختند و البته مردم هوشیار ما که در ازمون های بزرگی تا کنون موفق و سربلند بیرون امده اند دست دشمن را خوانده و همیشه در صحنه می باشند و خود را فدایی امام راحل و پس از ان عزیز سفر کرده فدایی مقام معظم رهبری می دانند . 3-در پی اهانت به عاشورای حسینی و حمله به مقدسات و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی، هفته ی قبل راهپیمایی های با شکوهی در سراسر کشور و از جمله شهر ما برگزار گردید.راهپیمایی شهرمان که از محل شهدای گمنام شروع و تا گلزار شهدای شهرمان ادامه داشت هم به لحاظ کمی و هم کیفی در خور تأمل است.در این راهپیمایی همانطور که انتظار می رفت هیئات مذهبی و کانون های فرهنگی شهرمان نیز حضور داشتند و هر یک با نوشتن پرده و یا پلا کارد و.. اهانت کنندگان را محکوم و بیعت خویش را با ولی فقیه زمان تجدید نمودند .روحانی،طلبه،دانشجو،بسیجی ،جانباز،کارمند،کارگر ،کشاورز و خلاصه از تمامی اقشار با تفکرات و سلایق گوناگون در این راهپیمایی حضور داشتند و دوشادوش و هماهنگ با یکدیگر شعارهای مراسم را تکرار می کردند. البته چند شعار نیز بدون هماهنگی مسئولین برگزارکننده و به صورت خودجوش از طرف جمعی داده شد که البته این قبیل شعارها در سراسر کشور بصورت خودجوش از طرف مردم سر داده شده بود. پس از گذشت چند روز از برگزاری باشکوه و پرخروش این مراسم شبنامه ای با سرآغازقسمتی از وصیت نامه شهید حمید باکری، بصورت شبانه و مخفی (؟) دربرخی منازل و کوچه ها و خیابانها پخش گردید. این نوشتارکه درجهت ازبین بردن پیام بزرگ راهپیمایی روزپنجشنبه10/10/88 به نگارش درآمده است حاوی نسبت های زشت و ناپسند و تحلیل های سست و بی پایه می باشد.ادبیات به کارگرفته شده در این نوشتار به قدری زننده است که نه تنها هیچکس حاضر به دفاع از آن برنیامده بلکه همگی مردم با هر سطح سواد و آگاهی و با هر گرایش و سلیقه ای آن را رد و مذمت کردند و برخی بهترین پاسخ در قبال این نوشتار را سکوت می دانند . اما از آنجا که در جامعه اسلامی هدایت حتی یک نفر هم از نقش بسزایی برخوردار است برخی از نوشتار مذکور را مورد بررسی قرار می دهیم. 1-3)نویسنده در بخشی از شب نامه ی مذکور، شرکت کنندگان در راهپیمایی روز پنجشنبه ی شهرمان را«،الواط،خودفروختگان،عده ای فریب خورده و جمعی تماشاچی» معرفی نموده است. به راستی آیا نویسنده،معانی الفاظ مذکور را می داند؟آیا می داند لفظ«الواط»(که برای بخشی از مردم راهپیمایی کننده برای اهانت به عاشورا حسینی به کار رفته است)به چه معناست؟آیا می داند حکم الهی در مورد نسبت دهندگان این لفظ به دیگران چیست؟آیا به زعم نگارنده ی نوشتار مذکور کسانی که توهین به مقدسات را محکوم نموده و با ولی فقیه و مقام معظم رهبری(حفظه الله)بیعت می نمایند و شعار« الله اکبر» می دهند عده ای فریب خورده و خود فروخته می باشند؟در بخشی از نوشتار حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را ارباب خویش معرفی می نمائید و از طرفی محکوم کنندگان اهانت به سالار شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) را جمعی الواط و خود فروخته می دانید.این تناقض نیست؟اگر روحانیون محترم شهرمان، پدران معظم شهداء،هیئات مذهبی،گروههای و کانون های فرهنگی و...لایق اینگونه الفاظ هستند پس بفرمائید خوبان امت چه کسانی هستند؟! امیدواریم حداقل الفاظ مورد اشاره به دلیل عصبانیت، از ایشان صادر شده باشد و اعتقادی به مفهوم آنها نداشته باشد و از سر جهالت از سوی این نویسنده بی هویت بیان شده باشد و الا... 2-3)در قسمتی از برگه ی پخش شده، یکی از افتخارات شهرمان با کلمه ای سخیف توصیف می شوند . براستی شخصی که میزان پایبندی مذهبی و علمی ایشان بر هیچکس پوشیده نیست باید اینگونه مورد خطاب قرار گیرند؟ از همه مسائل که بگذریم آیا اطلاع ندارید که ایشان از سادات شهرمان می باشند؟شما که در نوشتارتان اهانت به خاتمی و موسوی را به دلیل سید بودن ایشان بر نمی تابید چه شده است که اینگونه به این ذریه پیامبر (س) اهانت می نمایید؟ البته شاید از دیدگاه شما فقط ساداتی قابل احترامند که مانند شما فکر کنند و رفتار نمایند.براستی این دوگانگی را چگونه توجیه می نمایید؟ ما برخلاف تصور شما همه تحصیلکردگان ارزشمند و بصیر سفیدشهررا افتخار شهرمان می دانیم . 3- 3) درقسمتی از شبنامه مذکور آمده است:« هنوز صدای مرگ بر بهشتی و درود بر بنی صدر روزگار اوان انقلاب در گوشمان است که ندای مرگ بر موسوی از دهان یاوه گویان ،مفت خوران ،فرصت طلبان و آنها که نان به نرخ روز می خورندبلند شد. ندایی که داغ دلمان را تازه کرد و مظلومیت آن روزگار شهید آیت الله بهشتی را به یادمان آورد.فرصت طلبانی که ازحسین(ع) هیچ نمی دانند امروز علم لعن بر ذریه پیامبر را به دوش گرفته اند.خاتمی و موسوی ذریه حضرت زهرا(س) هستند..» و اما در این باره گفتنی هایی هست: الف)همانطور که در ابتدای مقدمه گذشت این چند شعار کاملا بصودت خودجوش مطرح گردید و به هیچ وجه از میکروفن رسمی اعلام نشد . ب) درباره لعن و جایگاه سادات از دیدگاه شرع باید بگوئیم که ، قران مجید هر کسی را با عملش می سنجد( لنا اعمالنا و لکم اعمالکم ) و هر شخصی را با اعمالش می شناسد (من یعمل سوء یجز به و لا یجد له من دون الله ولیا ولا نصیرا) و فقط اصل اساسی در پیشگاه خدابر مبنای تقوی استوار است (ان اکرمکم عند الله اتقکم ) و هیچگونه قوم و خویشی با پیامبران بدون عمل صالح کار ساز نخواهد بود ودر این رابطه پسر پیامبر الوالعزم از صف بندگان الهی رانده می شود و ارتباط با پدرش منفصل می شود (یا نوح انه لیس من اهلک ،انه عمل غیر صالح ) و عموی پیامبر خدا مورد لعنت پروردگار عالم قرار می گیرد(تبت یدا ابی لهب و تب ..) آری هر چه انسان به پیامبر (ص)نزدیک باشد به همان میزان تکلیف و مسولیتش سنگین تر است از امام صادق و امام باقر علیهما السلام در دو حدیث جداگانه امده است :«رسول خدا پس از تسلط بر شهر مکه ،خویشاوندان خویش را از بنی هاشم و بنی عبدالمطلب جمع کرد و خطاب به انان فرمود :من پیامبر خدا هستم در میان شما ،و به شما دلسوزم و از روی دلسوزی می گویم که عمل من برای خودم و عمل شما برای خودتان خواهد بود . چنین تصور نکنید که بگوئید محمد از ماست و ما هم با او خواهیم بود . سوگند به خدا من از شما جز پرهیزکاران را بر نمی گزینم ،چنانچه در فردای قیامت شماها با گناه و دیگران با عمل صالح بیایند ،اصلا شما ها را نخواهم شناخت . بدانید که من با این سخنان اتمام حجت نموده و گفنتیها را گفتم . من در گرو اعمالم و شما نیز در گرو اعمالتان خواهید بود .»بنابراین با توجه به روایات، ان دسته از سیدهائی که از نسب خود سوء استفاده کنند و مرتکب گناهی شوند مثل سایر مردم در پیشگاه خدا کیفر خواهند دید .در مورد احنرام سادات بنی هاشم که در برخی روایات امده است چنین است که سود اصلی اش به خود مسلمانان بر می گردد این اظهار محبت یک شعار الهی است که بگوئیم ما مسلمانان برای خدمات پیامبر و جبران ذره ای از زحمات به او ارج نهاده و با این احترام همیشه به یاد او هستیم و اگر سیدی بد بود کارش را دوست نداریم و رد می کنیم . ج) موضع ما ان است که با توجه به آیات و روایات، ما سادات را احترام می کنیم و اگر از ایشان کسی به خطاکاری و بیراهه رفته ضمن کراهت داشتن عملش،او را متذکر شده و نهی از منکر می نماییم و در عین حال طوری برخورد نمی کنیم که جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمایش معصومین(ع)به او احترام می نماییم. د) آیا دروغ بزرگ تقلب، بدون ارائه ی هیچگونه مدرکی،ایستادگی در برابر نظرات ولی فقیه زمان،سخنان تحریک کننده در 17بیانیه، سکوت طولانی در برابر نفی شعار جمهوری اسلامی و تبدیل آن به«جمهوری ایرانی»از سوی طرفداران،سکوت در برابر شعار«نه غزه نه لبنان،و...جرایم و ظلمهای کوچکی هستند؟آیا در بسیاری از حوادث می توان نقش« سبب»را کمتر از«مباشر»دانست؟ هر یک از امورومسائل فوق الذکر و دهها مورد از این دست گناهان کوچکی نیستند که در پرونده ی یکی از همین سادات مورد تأیید شبنامه ی مذکور می باشد.البته مردم شریف و صبورما برخورد با این افراد را بر عهده ی قانون گذارده اند که امیدواریم مسئولین قضایی کشور ما این امور را با جدیت و قاطعیت پیگیری نمایند. ه) بنابر آنچه گذشت کسی لعن شخصی را تجویز نمی نماید و لیکن برخی با طرح این مسأله فرعی در صدد آنند که اشتباهات و گناهان بزرگ این افراد نادیده گرفته شود و مطرح نگردد و مسائل اصلی و ریشه ای به ورطه فراموشی سپرده شود؛ غافل لز اینکه مردم ،روحانیون و دانشجویان ما بیدار و هوشیارند و مسائل را بدرستی تحلیل می نمایند و جای اصل و فرع را به خوبی میشناسند و در این راه به مقتدای خویش ؛مقام معظم رهبری حفظه الله اقتدا می نمایند. 4-3) نویسنده ی شب نامه، شعار«مرگ بر موسوی»را یادآور شعار«مرگ بر بهشتی»در زمان ابتدای انقلاب می خواند اما(با قطع نظر لعن و مرگ که موضعمان درا در این باره گفتیم)براستی آیا این دو نفر قابل قیاس با یکدیگر هستند؟آیا یکی از گناهانی را که موسوی مرتکب شده در پرونده ی پاک سید مظلوم،شهید بهشتی یافت می شود؟ شعار جمهوری اسلامی که خونهای امثال شهید بهشتی آن را حفظ نموده است توسط برخی با دستبندهای سبز تبدیل به« جمهوری ایرانی» می گردد و صدای موسوی بلند نمی گردد.آیا چنین قیاسی توسط نویسنده متن مذکور صحیح است؟و آیا در برابر این قیاس نباید بگوئیم: «از قیاسش خنده آمد خلق را»؟ ای کاش مقداری (و فقط مقداری) از ولایت پذیری شهید والا مقام بهشتی(رحمة الله علیه)را در موسوی می دیدیم. 5-3) در بخشی از نوشتار مورد بحث می خوانیم :«چه می شود که خاطرات خوشمان را، پیروزی هایمان رابا آنها(خاتمی و موسوی)ازیاد برده ایم.» درمورد موسوی و عملکرد او پس از انتخابات توضیحاتی اگرچه به صورت اجمال ارائه نمودیم،اما در مورد آقای خاتمی نیزباید بگوئیم که خاطره خوشی در ذهنمان نمانده است ضمن آنکه میزان، حال فعلی افراد است .مگر نوشته جات و مسائل مطروحه در روزنامه ها و نشریات و مطبوعات زمان ایشان را می توان از یاد برد؟ روزنامه هایی که حتی به خدا و پیامبر و ائمه معصومین(ع) و سید الشهدا(ع)هم رحم نکردند و بالاترین توهینها را نثارآنها نمودند.اما جناب خاتمی سکوت کرده و حتی در برابر بسته شدن این مطبوعات موضع گیری می نمودند.هنوزیادمان نرفته که مقام معظم رهبری بعضی از همین مطبوعات را«پایگاه دشمن»نامیدندو بارها خواستاراصلاح این روند شدند.آیا نباید آقای خاتمی به عنوان یک روحانی و یک سید در برابراین مسائل محکم می ایستادند و با صراحت و شفافیت تمام از خاندان عصمت و طهارت دفاع می کردند؟و ... بگذاریم و بگذریم! برای یاد اوری برخی عناوین مطرح شده در روزنامه های ان زمان راذکر میکنیم : - فرهنگ شهادت ،خشونت افرین است .اگر کشته شدن اسان شد کشتن هم آسان می شود .« عبد الکریم سروش ،روزنامه نشاط،12/3/78» - نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است .«عطا الله مهاجرانی ،اریا 16/1/79» - حتی علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد .اصغر زاده ،کیهان ،6/2/77 » - ما تلاش می کنیم خمینی را به گونه ای تفسیر که مخالف با دموکراسی نباشد .خمینی دیگر وجود ندارد .انچه وجود دارد فقط بر داشتهای ما از سخنان اوست .اما او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ کس نمی تواند جلوگیری کند این یک تکامل تاریخی است «.اکبر گنجی ،مصاخبه ،تاگس اشپیگل ،کیهان24/1/79» - سالهای فراوان بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا)حاصلی جز تاثر ،حزن و اشک اورد ی نداشته است.«جواد مقامی ،افتاب امروز ،24/1/79» ... - ادم ها و حتی معصومین (ع)خود به خود ،بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند . «عزت الله سحابی ،روزنامه عصر ازادگان ،16/10/87» برادرعزیز! شما که به خاطرچند شعاراینگونه برآشفته اید و در عرصه تاخت و تازخود به هیچ کس رحم نمیکنید و می گوئید داریم دق می کنیم و دست به قلم شده اید،چگونه است در سالهایی که چنین نوشته هایی در روزنامه ها به چاپ می رسید سکوت کرده بودید و شب نامه نمی نوشتید؟ برادر عزیز!شما خود را جزء دسته ی سوم وصیت شهید باکری به حساب آورده اید دسته ای که به گذشته ی خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق می کنند.براستی مسئولیت شما در سالهایی که برخی مطبوعات ما پایگاه دشمن شده بودند چه بود؟فکر نمی کنید شما را باید جزء دسته ی اول و یا دوم رزمندگان بعد از جنگ بدانم؟ البته ما دراینکه شما رزمنده باشید شک داریم چرا که چنین نوشتاری را دور از ادبیات یک رزمنده جبهه و جنگ ارزیابی می نماییم. 6-3) نویسنده در بخشی از نوشتار خویش با استهزاء و حمله به یکی ازروحانیون محترم شهرمان، مسائلی را در مورد لعن مطرح نموده اند که باید به ایشان متذکر شد : مگر روحانی مذکور به آن افراد گفته اند که شعار لعن سر دهید که به ایشان اعتراض می کنید؟ 7-3)نویسنده با اشاره به جمله ای از آخرین بیانیه ی موسوی می نویسد:«به قول شیر حسین موسوی آیا واقعاً هتک حرمت عاشورا،سوزاندن پرچم امام حسین(ع) است یا کشتن جوانان عزادار امام حسین(ع)؟» نویسنده ی محترم! آیا به راستی کسی که پرچم امام حسین(ع)،را آتش می زند و اینگونه به مقدسات توهین می کند می تواند عزادار امام حسین(ع) نام بگیرد؟ ضمن آنکه نحوه ی کشته شدن افراد مذکور اسامی آنها و اینکه توسط چه کسانی کشته شدند از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی در حال بررسی است و برخی نیز از سوی آنها اعلام شده است.بد نیست سری به اخبار بزنید تا اطلاع پیدا نمایید. نویسنده ی محترم! موسوی در همین بیانیه، اهانت کنندگان به عاشورای حسینی را مردمی«خداجو»معرفی می نماید و اقدامات بی سابقه و وحشیانه آنها را «مسالمت آمیز»و بدون شعارهای تند می خواند.بد نیست یکبار دیگر بیانیه مذکور را مرور نمایید! 8-3) در قسمتی از نوشتار مذکورآمده است:«البته از نقش بسزای گروه ...طوبی مسجد جامع و هیئت علی اکبر(ع)نمی توان گذشت و همراهی گروه تئاتر و کانون دانشجویان نیز قابل تأمل است.» اولا؛ تمامی مراکز مورد اشاره شما با کمال افتخار در راهپیمایی روز پنجشنبه گام نهادند و فعالیت نمودند ثانیاً؛ علاوه بر مراکز مذکور،پایگاه بسیج، هیئت ابوالفضل، مجمع فرهنگی و خانواده شهید مزروعی هر کدام به نوعی در این راهپیمایی نقش داشتند که متاسفانه با نادیده انگاشتن انها نامی از این مراکز به میان نیاورده اید ! 9-3) در آخر شبنامه آمده است:«هنوز نیزه های معاویه حامل قرآن است شما حواستان به مالک اشتر باشد. ما نیزچنین جمله ای را قبول داریم و اتفاقاً به همین دلیل چنین راهپیمایی باشکوهی در سراسر کشور برگزار گردید.منتها منظور شما از معاویه و مالک اشتر چه کسانی هستند و از دیدگاه ما چه کسانی؟! ولی فقیه زمان، مالک اشتر و خط قرمز ما مقام معظم رهبری(حفظه الله)می باشد و هر کس در قول و عمل، ظاهر و باطن و خفا و جلا صاحب چنین تفکری باشد محترم بوده و در مسیر ولایت و رهبر گام بر می دارد والا... 10-3)و در آخر: برادر یا برادران عزیز! اگر شما واقعا به دنبال حقیقت می گردید و شبهاتی برای شما بوجود آمده ، بهتر این نیست که به جای نوشتن شب نامه و به کار بردن الفاظ زشت و رکیک، به افراد اگاه و روحانیون بصیر شهرمان مراجعه و شبهات خویش را برطرف نمائید ؟ مرگ و قیامت و پرسش نکیر و منکر حق است اندیشه نمائید و اشتباه خویش را جبران کنید . و بالاخره: «با علی در بدر بودن شرط نیست/ای برادر نهروان در پیش روست».-4 مجمع فرهنگی سفیدشهر 17 /10/88


موضوع: سياسي
نویسنده: مجمع فرهنگی سفیدشهر
تاریخ درج دوشنبه 21 دي 1388
کلیدواژه ها: بیانیه

آخرین مقالات سایت:

جستجو: در


  بحث روز


  آخرین مطالب سایت



موضوع بندی اخبار

ویژه ها

موضوع بندی مقالات


  تبلیغات

سرمایه ذوق اهل این آبادی ملاعلی فاضل نصرابادی (سروده عبدالجبار کاکاوند در جریان کنگره فضل نبی در سفیدشهر )

الهی برآید از آن دوده دود

که نام محمد برد بی درود

ملافضل علی نصرابادی


 ملافضل علی نصرابادی؛ شاعر بی بدیل سفیدشهر  


فرقی نکند برای ما، به جان اصغـــر

عشق است ابوالفضل وحسین وعلی اکبر

سفیدشهر  همدل و یکصدا


مجمع فرهنگی سفیدشهر منتشر کرد:

پس از چاپ کتاب تاریخ سفیدشهر و ستارگان سپهر سفیدشهر، اینک کتاب

 گلچین مثنوی مجلس افروز منتخبی از اشعار مثنوی مجلس افروز چاپ و روانه بازار شد. 

ناشر : انتشارات مجلس افروز 

قیمت 3500تومان با تخفیف،

محل عرضه:  فروشگاه ولایت،جنب مسجد جامع سفیدشهر 03154833092


سامانه پیام کوتاه مجمع فرهنگی سفید شهر به شماره 30007093 راه اندازی شد .منتظر انتقادات و پیشنهادات همشهریان عزیز هستیم.


سفیدشــــهر، دیار ملافضل علی نصرابادی

سفیدشهر؛  شهر طلای سپید


"فروشگاه فرهنگی ولایت "اولین مرکز فروش  کتاب و محصولات فرهنگي سفیدشهر:  انواع كتاب، سي دي مذهبي،نوشت افزار و ...

 آدرس:  جنب مسجد جامع سفیدشهر



  نظرسنجی

مراسم سوگوای عصر عاشورای سفیدشهر چگونه است ؟
نیازبه همدلی و وحدت دارد
خیلی خوب است
بسیار عالی است
می تواند بهتر از این باشد

نمایش نتیجه


  آمار سایت

آنلاین: 15 نفر
زمان بارگزاری این صفحه: 0.16 ثانیه

جهت مشاهده جزئیات بیشتر از آمار سایت کلیک کنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به مجمع فرهنگی سفیدشهر می باشد.| برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد. | info@SefidShahrMF.ir


طراحی و پیاده سازی: فرتک -فکور رایانه توسعه کویر