بسم الله الرحمن الرحیم | امروز: چهارشنبه 15 مرداد 1399

موقعیت فعلی: بخش مقالات (برگشت به لیست)

بازگشت به خویشتن از نگاه دکتر علی شریعتی ( بخش اول) نظرات خوانندگان(1)
لید مقاله:

دکتر شریعتی در کتاب بازگشت به خوبیشتن به جایگاه انسان شرقی در دیدگاه غرب می پردازد و با نقل قول از ارنست رنان می گوید غرب نژاد کارفرما و شرق نژاد عمله است. همچنین به نقل از زیگفرید میگوید  غربی مغز صنعتی و اداری و تمدن ساز دارد اما شرقی مغز احساسی و عاطفی متوسط و از اندیشیدن و نظام و نتیجه گیری امروزه عاجز است. در چنین شرایطی شریعتی  می گوید ما باید به خویشتن بازگردیم.


متن کامل:

دکتر شریعتی در کتاب بازگشت به خوبیشتن به جایگاه انسان شرقی در دیدگاه غرب می پردازد و با نقل قول از ارنست رنان می گوید غرب نژاد کارفرما و شرق نژاد عمله است. همچنین به نقل از زیگفرید میگوید  غربی مغز صنعتی و اداری و تمدن ساز دارد اما شرقی مغز احساسی و عاطفی متوسط و از اندیشیدن و نظام و نتیجه گیری امروزه عاجز است. در چنین شرایطی شریعتی  می گوید ما باید به خویشتن بازگردیم.

ایشان می گوید همه کوشش دو قرن اخیر غرب صرف ایجاد ایمان به غرب و بی ایمانی به خویش شده است . این است که اقای موریس تورز می گوید در افریقا ملت الجزایر وجود ندارد بلکه ملتی در حال شدن است برای اینکه می خواهد تمدن بزرگ شمال افریقا را که در چندین قرن پیش بزرگترین فیلسوف و جامعه شناس جهان و بنیانگذار جامعه شناسی ( منظور ابن خلدون است)در انجا بوده است را نادیده انگارد. این است که غرب کاری کرد که در همین جامعه خودمان می بینیم به ادمی می گویند متمدن که مصرفش بالا رفته است نه شعورش. لذا اگر مصرف ناخن مصنوعی یا استفاد از لوازم ارایش نسبت به قبل بیشتر شده است, این یعنی متمدنتر شده ایم. حال آنکه کسی باید در مقابل بگوید آیا آن مادرهایی که ستارخان  ها ودیگران را در دامن خود می پروردند و حنا به سرشان می زدند , متمدن نبودند.

دکتر شریعتی می گوید از نظر غربی ها باید بقیه ملیتها, همه افتخارات و ارزشهای خود را نفی کنند و به صورتی در بیایند که از خودشان تخلیه بشوند. از نظر ایشان تخلیه از خویش یک اصطلاح اگزیستانسیالیستی است ولی نه اگزیستانسیالیسم سارتر بلکه هایدگر و یاسپرس ( یاسپرس یک اگزیستانسیالیست بزرگ مذهبی است) . هایدگر می گوید هر کسی دو وجود دارد: یکی وقتی که می گوید من بعنوان یک موجود زنده ای که در جامعه است و دیگری به قول هایدگر , اگزیستانس اوتانتیک است یعنی اصالت وجود نه ان وجود اولیه ای که همه دارند. این وجود دومی است که برخی اصلا ندارند و برخی دارند. این وجود دومی, وجودی است که فرهنگ در طول تاریخ می سازد و می افریند و آن وجود حقیقی و واقعی و انسانی ادم است. وجود  اولی, وجود مجازی است و وجودی است که طی سی سال چهل سال عمر شناسنامه ای درست می شود. ولی وجود حقیقی وجودی است که طی چندین قرن, در طول تاریخ و فرهنگ سازی و تمدن سازی و هنر سازی تاریخ من در من تبلور دارد. سارتر میگوید وجود مجازی را طبیعت یا خدا ساخته و وجود حقیقی را ما می سازیم.

از نظر دکتر شریعتی, انسان تولید کننده انسانی است که همانطور که ماشین می سازد اندیشه میسازد و ایدئولوژی می سازد و ایمان می سازد و حرکت می سازد. دروغ است که تا ملتی به سطح تولید معنوی و فکری و فرهنگی نرسیده است بتواند به سطح تولید اقتصادی و صنعتی برسد و اگر برسد باز در سطح یک نوع تحمیل غربی است و به صورت یک فریب , یک استعمار نو. برای اینکه هیچ نسلی در برابر غرب حاکم مطلق برجهان به استقلال نرسد باید پایه های اساس انسانی و فرهنگی اش را که به او شخصیت مستقل من انسانی حقیقی میدهد شکست و او را به صورت ادم های پوک و پوچ دراورد, شسته و رفته و واکس زده که همانطور که مولوی گفت چون گور کافر پر حلل , وز درون قهر خدا عز و جل. یعنی اینجور ادمها  مثل قبر کافرها هستند. قبر مومن از درون نور است و بیرون خرابه و قبر کافر از بیرون زرق و برق و سنگ های قیمتی دارد و از درون قهر خداوند عز و جل را.

بنابر این امروز که غرب همه انسانها را از پایگاه ذاتی و فرهنگی و خودزایی و خودجوشی در اورده و انها را به صورت برده هایی نیازمند و ذلیل و زبون و چسبیده ومقلد ساخته است, چه باید کرد؟ شعاری که از طرف روشنفکران پانزده سال اخیر بعنوان اخرین تجربه فرهنگی ضد استعمار در دنیا مطرح شده بازگشت به خویشتن است. بسیار خوب اما نکته ای که در اینجا مهم است این است که بازگشت به کدام خویشتن؟ انکه امه سه زر ( روشنفکر الجزایری)میگوید یا منی که ایران هستم؟ چون که خویشتن او با خویشتن من فرق دارد.ما تحقیر نشده ایم و غربی ها همیشه ما را تجلیل مینمایند  و بیشتر از خود ما به گذشته ما تکیه میکنند. اما به ان افریقایی گفتند که تو تمدن نداری, ولی به ما می گوید که شما تمدن داشته اید. به او می گویدکه شما نمی توانید تمدن بسازید ولی به ما میگوید که شما فرهنگ ساخته اید. بنابر این نسبت به افریقایی نفی فرهنگ گذشته اش را کرده است و نسبت به ما مسخ فرهنگ گذشته مان را  ومسخ بدتر از نفی است. اری همان گذشته را در نظر من مسخ شده و سیاه و منحط نفرت اور و زشت تصویر میکنند. به امه سه زر می گوید که شما هیچ چیز ندارید و به ما می گوید که شما همه چیز دارید ولی چهره های نفرت اوری را در چشم من تصویر میکند که از همان چهره ها به دامن خود غربی فرار کنم. لذا یک روشنفکر سیاه به سادگی افتخار میکند به سیاه بودنش به افریقایی بودنش حتی به قبیله ای بودنش در صورتی که گذشته افریقایی , گذشته افتخار امیزی نیست اما تحصیلکرده ایرانی , اسلامی در شرق, اصلا شبیه ایرانی ها نیست شبیه مسلمانها نیست , همه چیز را مسخره میکند و تظاهر به فرنگی مابی میکند. از اینجاست که گذشته را در چشم ما مسخ کردند و در چشم افریقایی نفی.

لذا دکتر شریعتی این سوال را مطح میکند که به کدام خویشتن قرار است باز گردیم . به همین خویشتن مسخ شده ای که به ما نشان داده اند؟ به انکه امکان بازگشت نیست. ان که سنت پرستی و کهنه پرستی و ارتجاع جدید جلوه داده شده است. اومانیسم و انترناسیونالیسم که امروز در غرب مطرح است یک دروغی است که میخواهد شخصیت فرهنگی  و وجودی همه ما را نفی کند تا در یک بشریت موهوم دروغینی که وجود ندارد نفی شویم. اصالت بشری که غرب  آن را مطرح میکند یعنی شرکت همه ملتها در یک معنی , در یک حقیقت یعنی شریک شدن انسانی که دستش خالی است با انسان سرمایه دار.  بنابراین فقط غربی وجود دارد و به قول سارتر از نظر استعمارگرها فقط 500 میلیون انسان وجود دارد و دو میلیارد و پانصد میلیون دیگر بومی هستند, به قول استعمارگرها بومی با انسان یعنی شرقی  با غربی. تا وقتی که به قول انها ما بومی هستیم و انها انسانند هر گونه شریک بودن اومانیستی با انها خیانتی است به وجود خودمان و  باید جدا شویم و از آنان بپرهیزیم.

نمونه دیگرش برتراند راسل یک "به اصطلاح "ازادی خواه مشهور دنیا که می گوید نفت مال تمدن است مال صنعت است مال بشریت است. خلاصه اش چیست؟ یعنی مال شما نیست مال ان کسی است که بتواند نفت را مصرف کند برای بشریت. ایا شما می توانید مصرف کنید ؟ نخیر پس مال ماست و این است رابطه ما با غرب در اومانیسم. پس به کدام خویشتن باز گردیم؟

اگر به خویشتن نژادی مان  بر گردیم, به راسیسم فاشیسم و جاهلیت قومی نژادی  دچار شده ایم و این یک بازگشت ارتجاعی است. " پس به چه خویشتنی باید برگردیم" ما یک خویشتن باستانی داریم مال دوره هخامنشی , دوره ساسانی, اشکانی و پیش از آنها , ایا به ان خویشتن برگردیم. ان خویشتن, خویشتن کهن است خویشتنی است که در تاریخ ثبت شده است ,خویشتنی که فاصله طولانی قرنها پیوند ما را با ان گسسته است. ان خویشتن هخامنشی و باستانی , خویشتنی است که در تاریخ , مورخین و جامعه شناسان دانشمندان, باستان شناسان ان را میتوانند کشف کنند بخوانند و بفهمند ولی ملت ان خویشتن را بعنوان خویشتن خودش حس نمیکند و قهرمانان و شخصیت ها و نبوغ ها و افتخارات و اساطیر آن دوره در میان مردم ما حرکت و تپش ندارد و قیچی تمدن اسلامی امده و بین خویشتن پیش از اسلام و پس از اسلام ما فاصله ای انداخته که خویشتن قبل از اسلام ما فقط به وسیله دانشمندان و متخصصین در موزه ها و کتابخانه ها قابل رویت است. توده ما هیچ چیز از آن یادش نیست. " البته به نظر من این حرف ضمن اینکه درست است ولی اینکه بگوئیم توده ما هیچ چیز از آن زمان یادش نیست کمی اغراق است. به هر حال این ارتباط بطور کامل قطع نگردیده است. هنوز خیلی از اسامی ایرانی را مردم ما استفاده میکنند و به ان افتخار میکنند. تخت جمشید  و پاسارگاد را بازدید میکنند و به آن گذشته و شکوه افتخار میکنند و همانطور که مقام معظم رهبری هم در سفری که در سال گذشته به استان فارس داشتند فرمودند این اثار را باید حفظ کرد و درست است که وجود این کاخها نشان از این است که چه مظلومان و افراد کارگری زحمتها کشیده اند و ظلمها بر آنها روا شده تا این بناها را بسازند ولی به هر حال از طرفی سر انگشت هنر ایرانی بوده است که این بناهای عظیم و با شکوه را ساخته است"

دکتر پس از اینکه بازگشت به این خویشتن باستانی را رد میکند میگوید خلاصه این بازگشت به خویشتنی که ما می گوئیم بازگشت به خویشتن بالفعل  و موجود در نفس و وجدان جامعه است که می شود مثل یک ماده و منبعی از انرژی بوسیله روشنفکر بازشکافته و استخراج شود  به حیات و حرکت بیافتد. ان خویشتن است که زنده است . ان خویشتن باستانی که بر اساس استخوانهای پوسیده مبتنی است, نیست. ان خویشتنی منظور است که بر اساس احساس عمیق ارزشهای معنوی و انسانی و روح و استعداد خود ماست که در فطرت ما موجود است و جهل و بریدگی از خویش ما را از ان غافل کرده است و جلب شدن به دیگری ان را مجهول گذاشته است اما در عین حال هنوز زنده است. و حیات و حرکت دارد و کلا سیستم مرده باستان شناسی نیست.ان خویشتنی است که  با دانشگاه های هزار سال اخیر ما با ادبیات هزار سال اخیر ما با علم هزار سال اخیر ما , با افتخارات و تاریخ و تمدن و نبوغ و استعدادهای گوناگون نظامی و ریاضی  و علمی  و نجومی  و ادبی و  عرفانی ما در این هزار سال بصورت یک فرهنگ بزرگ در جهان جلوه کرده است. تا در برابر اروپای رنسانسی بتوانم بگویم من یک فرد وابسته به فرهنگ بزرگ اسلامی هستم . " این نکته بسیار دقیق است. خیلی از روشنفکران ما سعی کرده اند که این خویشتن بالفعل را بطور کامل نادیده بگیرند و به ان دوران باستان و شکوه و عظمتی بروند که تنها در خیال و در کتابها است. بعنوان مثال در زمان محمد رضا شاه دیدیم که با برگزاری جشن های 2500 ساله و اینکه کوروش بخواب که ما بیداریم و به سوی تمدن بزرگ, خویشتن بالفعل را کاملا نادیده بگیرند و به زمانی بروند که دیگر تنها در خیالها و خاطره ها و موزه هاست و جامعه بالفعل ما چیز زیادی از ان زمان در خود ندارد. صادق هدایت هم  کتابی نوشته به نام مازیار و در انجا می گوید اسلام دین سیاه است و زرتشت دین سفید است و به بیان شجاعت مازیار یک افسر ایرانی بعد از حمله مسلمانان به ایران می پردازد و چنان در این کتاب صحبت می کند که گویا ما باید تمدن فعلی خود را کامل رها کنیم و نادیده بگیریم و برگردیدم به زمان قبل از اسلام و حتی صحبت از تغییر الفبای فارسی میکند و اینکه مرده شور این الفبا را ببرد که زیر  وزبر ندارد و خواندن را سخت میکند. اینها که تعداد انها هم زیاد است تمدن و خویشتن فعلی ما را بطور کامل نادیده گرفته اند و در همان زمان قبل از اسلام متوقف شده اند. این خیالبافی  و خیالپردازی است. این نادیده انگاشتن واقعیات است همانطور که دکتر شریعتی هم ان را برجسته کرده است."

دکتر شریعتی در ادامه می گوید ما باید به خویشتن بالفعل و فرهنگ اسلامی خود بازگردیم. اما مسئله این است که کدام اسلام و کدام مذهب . آیا انکه الان در متن جامعه بصورت تکراری ناخوداگاه هست؟ بازگشت به انکه تحصیل حاصل است و الان مردم ما بر اساس ان زندگی میکنند  و ایمان دارند و هیچ فایده ای هم ندارد و بلکه همان یکی از عوامل رکودشان است و یکی از عوامل سنت پرستی و جهل پرستی و گذشته پرستی و شخص پرستی و تکرار مکرات است. انچه الان به نام مذهب است نه تنها ادمها را از مسئولیت های فعلی شان بلکه از احساس اینکه موجود زنده ای در این جهان هستند باز می دارد. اری همین مذهب است که مسایل را, ایده ها را و اندیشیدن را از پیش از مرگ به بعد از مرگ منتقل کرده است و با این دنیا کاری ندارد. با این مذهب است که انسان همه کار را برای اخرت میکند و برای دنیا هیچ وظیفه ای نه از لحاظ رشد خودش و نه از لحاظ زندگی اجتماعی و نه از لحاظ انجام مسئولیتهایش احساس نمیکندو همین مذهب است که هر روشنفکری که اگاهی اجتماعی دارد از ان بیزار است و فرار میکند. و اینک در یک کلمه می گویم که تکیه ما به همین خویشتن فرهنگی اسلامی مان است و بازگشت به همین خویشتن را باید شعار خود کنیم به خاطر اینکه این تنها خویشتنی است که از همه به ما نزدیکتر است و تنها فرهنگ و تمدنی است که الان زنده است و تنها روح و حیات و ایمانی است که در متن جامعه الان که روشنفکر در ان جامعه باید کار کند زندگی دارد و تپش دارد. اما اسلام را باید از صورت تکراری  و سنت های ناآگاهانه ای که بزرگترین عامل انحطاط است بصورت یک اسلام آگاهی بخش مترقی معترض و بعنوان یک ایدئولوژی آگاهی دهنده و روشنگر مطرح کرد تا این آگاهی که مسئولیت روشنفکر مذهبی  و غیر مذهبی برای بازگشت به خویشتن و اغاز کردن از خویش از انجا شروع شود بر پایه عمیقترین واقعیت معنوی و شخصیت حقیقی انسانی خودمان که زنده است و موجود در متن جامعه است استوار بماند.


موضوع: ديني
نویسنده: س.ن.
تاریخ درج سه شنبه 6 مرداد 1388
کلیدواژه ها: بازگشت به خویشتن دکتر علی شریعتی

آخرین مقالات سایت:

جستجو: در


  بحث روز


  آخرین مطالب سایت



موضوع بندی اخبار

ویژه ها

موضوع بندی مقالات


  تبلیغات

سرمایه ذوق اهل این آبادی ملاعلی فاضل نصرابادی (سروده عبدالجبار کاکاوند در جریان کنگره فضل نبی در سفیدشهر )

الهی برآید از آن دوده دود

که نام محمد برد بی درود

ملافضل علی نصرابادی


 ملافضل علی نصرابادی؛ شاعر بی بدیل سفیدشهر  


فرقی نکند برای ما، به جان اصغـــر

عشق است ابوالفضل وحسین وعلی اکبر

سفیدشهر  همدل و یکصدا


مجمع فرهنگی سفیدشهر منتشر کرد:

پس از چاپ کتاب تاریخ سفیدشهر و ستارگان سپهر سفیدشهر، اینک کتاب

 گلچین مثنوی مجلس افروز منتخبی از اشعار مثنوی مجلس افروز چاپ و روانه بازار شد. 

ناشر : انتشارات مجلس افروز 

قیمت 3500تومان با تخفیف،

محل عرضه:  فروشگاه ولایت،جنب مسجد جامع سفیدشهر 03154833092


سامانه پیام کوتاه مجمع فرهنگی سفید شهر به شماره 30007093 راه اندازی شد .منتظر انتقادات و پیشنهادات همشهریان عزیز هستیم.


سفیدشــــهر، دیار ملافضل علی نصرابادی

سفیدشهر؛  شهر طلای سپید


"فروشگاه فرهنگی ولایت "اولین مرکز فروش  کتاب و محصولات فرهنگي سفیدشهر:  انواع كتاب، سي دي مذهبي،نوشت افزار و ...

 آدرس:  جنب مسجد جامع سفیدشهر



  نظرسنجی

مراسم سوگوای عصر عاشورای سفیدشهر چگونه است ؟
نیازبه همدلی و وحدت دارد
خیلی خوب است
بسیار عالی است
می تواند بهتر از این باشد

نمایش نتیجه


  آمار سایت

آنلاین: 12 نفر
زمان بارگزاری این صفحه: 0.22 ثانیه

جهت مشاهده جزئیات بیشتر از آمار سایت کلیک کنید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به مجمع فرهنگی سفیدشهر می باشد.| برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد. | info@SefidShahrMF.ir


طراحی و پیاده سازی: فرتک -فکور رایانه توسعه کویر